تبليغاتX
رایان طاها
 
رایان طاها
رایان طاها


سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 16:49 ::  نويسنده : مجیدحیدری


سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 16:46 ::  نويسنده : مجیدحیدری



سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 16:37 ::  نويسنده : مجیدحیدری
قَدْ کانَ لَکُمْ آیَةٌ فی‏ فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ أُخْرى‏ کافِرَةٌ

یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ آل عمران۱۳

جریانهای مختلف ظهور توسط “حزب الله” و “حزب الشیطان” سازماندهی و عملیاتی میگردند و این بزرگترین تقابل صدق و کذب هستی است؛ از یک طرف ولی خدا با ایجاد جریانی پرشور و نورانی که خود مشتمل بر جریانهای متعدد و زیر مجموعه های مختلفی ست نور هدایت الهی را بسط میدهد و از سوی دیگر شیطان با ایجاد جریان انحرافی خود که بطور همزمان از محورهای “سیاسی”،”اقتصادی” و “فرهنگی” به نبرد ولی الله الاعظم روی آورده است، سعی در تبلیغ و توجیه شیطان پرستی و محو توحید نموده است .این جریان شیطانی پس از شکست در محورهای “اقتصاد” و “سیاست” به جنگ گسترده رسانه یی از طریق “دجال” ، رسانه ی قوی و همه گیر خود روی می آورد و اینجا دقیقا نقطه رویاروئی جریانهای الهی و شیطانی ظهور است؛ از یکسو ولی الله به ظهور خویش نزدیک میشود و از سوی دیگر شیطان از طریق دجّال جهانگیر شده و در پی ظهور نهائی خویش است .این آوردگاه عظیم در هر دو سو متکی به عقبه های متعدد با فرماندهی واحد است و گوئی آنچه در صحنه عیان جهان، روی میدهد در مرکز فرماندهی طرفین برنامه ریزی و عملیاتی میگردد و رسانه های طرفین صرفا بیانگر و ظهور بخش آن فعالیتهای نامرئی طرفین هستند…

 

مقدمه؛

وجود و ظهور منجی که در همه مکاتب الهی نقشی محوری و پررنگ دارد نه صرفا بعثت و بروز شخص یا شخصیتی برای نجات انسانها از بدبختی و گمراهیست بلکه در واقع تجلی و نمود عینی معرفت مردمان هر عصر به خداوند متعال است . این قاعده ریشه دار، فطری انسان و ضامن شکوفائی استعدادهای خدادادی او و بیانگر غایت آمال و آرزوها و ظرفیت وجودی او نیز میباشد و با توجه به اینکه منجی بشریت جانشین خدا برروی زمین و اختیاردار مدیریت عالم برای رشد و تعالی انسانهاست لذا انسانها و جوامع انسانی خواسته یا ناخواسته به سمت جایگاه معنوی و خدائی منجی در حرکت هستند و بی آنکه بخواهند قدرت مدیریت الهی خلیفة الله را با دوستی یا دشمنی خویش به تجلیگاه می آورند .

انسانهای پاک سرشت و نیک سیرت رفته رفته خود نیزمنجی میشوند و ناپاکان و بدسیرتان مانع نجات بشریت ؛ هر انسانی که به فکر نجات خویش از تباهی و بدعاقبتیست به همان میزان منجی خویش است و اگر این صبغه ی نجات دهندگی بر همه افکار و اعمال او سایه بیندازد، او متوجه و متذکر وجود منجی بزرگتری میشود که فی الواقع او باب نجات و نهایت کمال است . این حقیقت شگفت انگیز ، زیبا و اندیشه ساز در معارف شیعی و مهدوی به “ظهور انفسی” مشهور است و مقدمه لازمی است برای “ظهور آفاقی” که بروز نجات بخشی جانشین خدا از طریق برقراری حکومت عدل الهی برروی زمین میباشد .

قلوب انسانهای پاکنهاد که در راستای اصلاح خویش و رهائی از فساد درون و بیرون تلاش میکنند در نظمی عجیب و هدفمند به سمت انسان کامل متوجه میگردد تا ساختار عظیم حکومت الله ۱ برروی زمین متحقق شود؛ در این بین میزان و شاخص، کمال گرائی و ملاک، ولی خداست و شایستگیهای فردی بر خلاف روشهای مادیگرایانه همه جانبه و متضمن سعادت فرد است .

انبیاء و اوصیاء الهی صلواة الله علیهم اجمعین در طول تاریخ بشریت بر اساس این ساختار، ایفای نقش نموده و به هدایت انسانها همت گمارده اند تا با تشکیل جبهه یی واحد از مومنان، به جنگ شیطان و ایادی او بپاخیزند اما در اکثر برهه ها ولی خدا با اندکی از مومنان خالص در جنگی نابرابر همه هستی خویش را فدا نمودند تا چراغ هدایت همچنان روشن بماند تا شاید انسانهای دنیازده دست از غفلت خویش بشویند و حول محور جانشین خدا به تشکیل حکومت عدل همت بگمارند اما سُستیها و خمودگیها و فریبخوردگی ها و انحرافات ، تحقق این آرزوی همیشگی اولیاء الله را به تاخیر انداخت تا جائیکه هر یک از آنها که خود منجی امت خویش بودند آرزوی تعجیل در فرج منجی نهائی برای همه بشریت را اوج آمال و اهداف خویش قرار دهند؛ گوئی سرنوشت محتوم این بود که جریان نجات بخشی و هدایتگری تمام و کمال بشریت، گنج نهانی باشد برای روزگاری که مردمانی با قلوب نورانی و ایمانهای مستحکم، اراده های پولادین را مبنای شوق و اصلاحگری خویش قرار داده و به فریاد رسای خاتم الاوصیاء لبیکی جانانه بگویند.

جریان چیست؟

در لغت و اصطلاح رایج جریان به معنای تکرار امر واحد و حرکت مداوم و هدفدار میباشد اما از دیدگاه کلان نگر، هر فرد، گروه یا واحدی که “صاحب اندیشه و فکر”، دارای “نماد و پرچمدار مشخص” و همچنین “قدرت اثر گذاری بر غیر” را داشته باشد، جریان نامیده میشود . در تاریخ اسلام جریانهای فکری، فقهی و سیاسی مختلفی وجود داشته اند که در هر دو جناح حق و باطل موثر بوده اند لکن بنابر ادبیات قرآنی و روائی ما به “آل” ، “بنی” ،”قوم”، “فئة”، “ملأ” و “امة” نامیده شده اند . بر این اساس میتوان گفت هر فرد یا گروهی که صاحب اندیشه منسجم و هدفداری باشد و برای حضور در جامعه نماینده و شاخصی تعیین کند تا با اثرگذاری مداوم، به اهداف خود نائل شود “جریان” نامیده میشود .

 

حزب الله و حزب الشیطان

آخرالزمان نه تنها به سروریِ برترین ولی خدا مفتخر است بلکه آزموده ترین مؤمنان را در رکاب ولی مطلق حق نظاره گرست تا جریان نجات بخشی بشریت با ساختاری بی نظیر و جهان شمول همه خاکریزهای دشمنان خدا را در طرفة العینی تسخیر نماید . این جریان قوی و موثر به هر میزان که قلوب مؤمنین را بنابر اصلاحگری و شوقی که از خویش نشان میدهند به هم پیوند میدهد تجلی بیرونی نیز دارد و آن تشکیل حکومت جهانی اسلام در یک بازه زمانی خاص و نسبتا طولانی است .

ولی الله نقطه کانونی جریان ظهور و مومنانی با ایمانهای قوی و ثبات قدم، اولین حلقه های گسترش این جریان در بین عموم مومنین هستند تا ساختار عظیم و منسجم “حزب الله” در برابر جریان انحرافی شیطان و حزب گمراهش صف آرائی نماید .

“حزب الشیطان” با ساختار عنکوبتی خویش که هراس انگیز اما سست و از هم گسیخته است با بهره مندی از همه امکانات مادی، جریان گسترده یی از اغواگری را سامان بخشیده است تا در شؤونات مختلف فردی و اجتماعی میدان دار مدیریت بشریت و جهان باشد .”قدرت”،”ثروت”و”علم” سه زمینه اصلی فعالیت اوست تا با هم افزائیهای پی در پی، در اندشیه تسخیر جهان و اثبات ادعای دروغین الوهیت خویش باشد .

جنگ بزرگ “حزب الله” با “حزب الشیطان” که به درازای تاریخ بشریت قدمت دارد در آخرالزمان به نهایت خویش و همه بعدی بودن میرسد و هر سه مؤلفه اصلی را در بر میگیرد؛ گرچه در فرازهائی از تاریخ نیز این نبرد عظیم در همه شؤونات زندگی فردی و جمعی انسانها رخ نمود تا الگو و راهکاری برای آخرالزمانی ها باشد پس تصور تقابل صرفا نظامی بین حق و باطل خیالی خام و برآمده از بی بصیرتی و سُستی ایمان است .

 

جریانهای عصر ظهور

جریانهای مختلف ظهور توسط “حزب الله” و “حزب الشیطان” سازماندهی و عملیاتی میگردند و این بزرگترین تقابل صدق و کذب هستی است؛ از یک طرف ولی خدا با ایجاد جریانی پرشور و نورانی که خود مشتمل بر جریانهای متعدد و زیر مجموعه های مختلفی ست نور هدایت الهی را بسط میدهد و از سوی دیگر شیطان با ایجاد جریان انحرافی خود که بطور همزمان از محورهای “سیاسی”،”اقتصادی” و “فرهنگی” به نبرد ولی الله الاعظم روی آورده است، سعی در تبلیغ و توجیه شیطان پرستی و محو توحید نموده است .

این جریان شیطانی پس از شکست در محورهای “اقتصاد” و “سیاست” به جنگ گسترده رسانه یی از طریق “دجال” ، رسانه ی قوی و همه گیر خود روی می آورد و اینجا دقیقا نقطه رویاروئی جریانهای الهی و شیطانی ظهور است؛ از یکسو ولی الله به ظهور خویش نزدیک میشود و از سوی دیگر شیطان از طریق دجّال جهانگیر شده و در پی ظهور نهائی خویش است .

این آوردگاه عظیم در هر دو سو متکی به عقبه های متعدد با فرماندهی واحد است و گوئی آنچه در صحنه عیان جهان، روی میدهد در مرکز فرماندهی طرفین برنامه ریزی و عملیاتی میگردد و رسانه های طرفین صرفا بیانگر و ظهور بخش آن فعالیتهای نامرئی طرفین هستند.

جریان مهدوی با سابقه برنامه ریزی چندین ساله به فرماندهی امام مهدی علیه السلام و با سه زیر مجموعه و جریان اصلی مدیریت جهان را بدست میگیرد و در مقابل جریان شیطانی نیز با سه جریان اصلی و تحت مدیریتی واحد سعی در تصاحب اتاق مدیریت جهان دارد .

جریانهای مهدوی علیرغم سادگی، متکی به ایمان و معنویات و اخلاص خویش هستند و با کمترین بهره از امکانات مادی به جنگ با جریان شیطان برمیخیزند اما جریانهای شیطانی متکی به امکانات مختلف مادی و تهی از هر گونه اخلاص و معنویت، صحنه بزرگترین جنگ بشریت را ترسیم می کنند.

جریانهای مهدوی

جریانهای “خراسانی”، ” یمانی” و “شعیب بن صالح” در یک سمت این کارزار و با هدفی مشترک اما راهبردها و سازوکارهای مختلف حضور دارند. هر یک از جریانهای سه گانه الهی عصر ظهور در ساختاری مستحکم و تقوابنیان، وظایف ستادی و عملیاتی متعددی را به عهده دارند و گذشته از ویژگیهای اصلی اعتقادی-سیاسی در محورهای مختلفی علیه “حزب الشیطان” صف آرائی نموده اند .

جریان سید خراسانی

“جریان سید خراسانی” در پی قیام سید قمی و بعنوان رهرو و جانشین آن عهده دار تکامل حرکت نهضت الهی او و زمینه ساز ظهور کبرای امام عصر علیه السلام است. ویژگیهای اصلی این جریان نورانی عبارتند از

تئوری سازی

زمینه سازی

استقرار

جریان سید یمانی

“جریان سید یمانی” در نوک پیکان تقابل با کانون جریانهای شیطانی و متکی به ایمانی قوی و عهده دار حرکتی فرامذهبی و فراقومیتی برای آخرین زمینه سازیهای ظهور کبراست. مهمترین ویژگیهای این جریان مهدوی از این قرارست :

عمل گرائی

جهادی

و شناور بودن

جریان شعیب بن صالح

“جریان شعیب بن صالح” عهده دار ایجاد امید به ظهور در قلوب مستضعفان و مجری تئوریهای آخرالزمانی در بسط عدل  با نگرشی جهانی و رویاروئی با جریانهای شیطانی خصوصا “دجال” است و ظهور این جریان در اوج ناباوری و از دست رفتن امید به ظهور منجی و بیم شکست همه جریانهای نورانی ظهور است لذا فراتر از نظریه پردازیهای رایج، عمل گرا می باشد. مهمترین خصال این جریان مهدوی نیز عبارتست از:

رعب آفرینی

جهان شمولی

انفجاری

البته با توجه مشخصات عدیده و منحصر به فرد برای شعیب بن صالح ممکن است این شائبه ایجاد شود که او صاحب جریان خاص و تابلوداری نیست و صرفا به عنوان فردی موثر در واپسین سالهای ظهور قیام مینماید اما با توجه به نگاه جهانی او و تاثیرات شگرف منطقه ای و جهانی و همچنین قدرت ایجاد اتحاد بین قوای سید خراسانی و دیگر یاوران ظهور، میتوان نتیجه گرفت او نیز همچون سید خراسانی در سالیان متمادی پیش از درخشش خویش مبادرت به ایجاد جریانی قوی نموده است .

جریانهای شیطانی

جریانهای شیطانی عصر ظهور نیز به ترتیب اهمیت نقشهای متفاوت، با هدفی واحد را ایفا مینمایند. جریانهای “سفیانی” ، “نفاق” و “یهود” در سمت دیگر کارزار نهائی قرار دارند تا با رهبری شیطان، دشمنی دیرینه اش با ولی الله را به پیروزی موهوم خویش منتهی سازند.

جریان یهود

“جریان یهود” به عنوان دشمن ترین دشمنان اسلام در کنار مشرکین به عداوتی آشکار با مبانی فکری و روشهای حکومتی اسلام مبادرت ورزیده و با توجه به شیطان پرستی خود، در سدد محو اندیشه توحیدی و متکفل نمادگرائی و پوچ انگاریست. این جریان سرمنشاء گسترش افکار الحادی و خوراک حرام در جامعه انسانی بوده و حتی الامکان از طریق ظواهر دینی ریشه دین حقیقی را میخشکاند تا پس از آن منکر ظواهر دین و رسالت و وحی گشته و به جنگ علنی با خدا روی آورد .

مقابله با توحید و ترویج شرک

اباحیگری و پلورالیسم دروغین

اخلاق ستیزی و لذت محوری

با هدف “نفی دین واحد” و “اسلام هراسی عمومی” و برای “برقراری بزرگترین دیکتاتوری جهان” به رهبری مستقیم شیطان(ابلیس) ، نقشهای اصلی جریان یهود است

جریان نفاق (یهود امت)

“جریان یهود امت”۲  قائل به سلطنت در مقابل ولایت بوده و سست ایمان و منافق است . متکی به محافظه کاری و سازش در هنگامه جهاد و سختی بوده و قرآن و روایات را با تفسیر به رای از کارائی می اندازد. مهد ظهور این جریان انحرافی، هنگامه تشکیل حکومت اسلامی و با هدف ولایت ستیزی و کثرت گرائی می باشد .

استحاله اعتقادی

ایجاد خلل در اراده منتظران

و از بین بردن امید

با هدف “ایجاد تاخیر در ظهور” از مهمترین وظایف جریان “نفاق” یا همان “یهود امت اسلامی” است که از طریق

اختلاف افکنی

سکولاریزه سازی حکومت و جامعه اسلامی

و افراط در اخباری گری

جامه عمل میپوشاند.

جریان سفیانی

“جریان سفیانی” جریان خشونت گرا و بی منطق و مخالف هر نوع اندیشه و همگرائی ست . در طول تاریخ اسلام بلافاصله پس از تشکیل حکومت اسلامی و یا در مواقعی که امید پیروزی جبهه فرهنگی حق میرفته، ظهور پیدا کرده است . این جریان قدرت را منشاء برتری دانسته و صرفاً پیروزی را در تصاحب مناسب حکومتی و دنیائی میداند. شدیداً تجمل گراست و هیچ اعتقادی به خدا و معنویت ندارد و میکشد تا زنده بماند .

سازشکاری با کفار

بدعتگذاری در دین

سلفیگری

خشونتگرائی

نیز از جمله مهمترین وظایف محوله یهود به این جریان میباشد و شاید مهمترین ویژگی این جریان شیطانی همپیالگی با جریان نفاق و یهود امت اسلامی به جهت شباهت افکار و اعمال و فریبندگی هر دو جریان است .

 

پیش از نتیجه گیری از مباحث فوق اشاره به این نکته نیز ضروریست که در کنار این جریانهای اصلی، برخی افراد متنفذ که موفق به ایجاد جریان نمیگردند و همچنین خرده جریانهائی در هر دو سوی کازار حضور دارند که هریک به سهم خویش در این رویاروئی بزرگ نقشی ایفا مینمایند که ” نفس زکیه” (۳) ” سید حسنی عراق” (۴) “عوف سلمی”، “عبدالله دشمن سفیانی”(۵)، “ابقع”، “اصهب”، “شیصبانی”، “عبدالله حجاز”، “دائیان سفیانی”، “صاحبان پرچمهای سیاه” از شاخص ترین آنهاست .

نتیجه؛

با توجه به جایگاه و اهمیت جریانهای عصر ظهور نتایج مهم و راهبردی فراوانی پیش روی منتظران ظهور قرار میگیرد که تصویر روشنی از انقلاب و حکومت جهانی امام مهدی عجل الله فرجه الشریف بدست داده و در ضمن ایجاد اطمینان قلبی برای مومنان، واقعگرائی در کنار آرمانخواهی، دوست و دشمن شناسی همزمان و پیداکردن نقش و وظیفه فردی و اجتماعی هر منتظر آماده به جهاد را تبیین مینماید .

 

مهمترین نتایج توجه به وجود جریانهای مختلف الهی و شیطانی در عصر ظهور عبارتند از:

۱- همانگونه که شیطان از مهلت خدادادی بیشترین استفاده را نمود و از جهات و شؤونات مختلف به زندگی فردی و اجتماعی انسانها هجوم آورد و رفته رفته مملکت وجودی ، اقلیمی و جهانی آنها را اشغال نمود و خود را خدای فریب خوردگان و غفلت زدگان قلمداد نمود، با پایان یافتن مهلت، در فرایندی پیچیده و زماندار به دست جریانهای ظهور، در یکایک جبهه ها شکست خورده و اثر وجودی او از زندگی انسانها رخ برمیبندد تا ” وقت معلوم”(۶) که روز مرگ او و نجات بشریت است فرابرسد.

۲- تجلی ولایت الهی و ولایت پذیری در زندگی انسان به سرعت او را از تباهی و پستی نجات میبخشد و این حقیقت نورانی را هویدا میسازرد که انسانها با علم و تقوا و اخلاص و تلاش در راه خدا میتوانند به نجاتبخشی بزرگ و از آیات درخشان خدا تبدیل شوند تا “منا اهل البیت” (۷) شدن سلمان سلام الله علیه در لابلای داستانهای تاریخی باقی نمانده و پیش چشم همگان عینیت یابد.”سید قمی”، “سید خراسانی” و “سید یمانی” و”شعیب بن صالح” نشانه های آشکار حقیقت و خداوند متعال و بزرگترین دشمنان شیطان در عقیده و عمل هستند و این نقش الهی خویش را نه به صورت فردی و نمادین بلکه در قالب جریانهایی پویا و امیدبخش و جاری در قلوب همه مستضعفان و مضطران جهان ایجاد نموده و تسری بخشیده اند .

۳- دور از ذهن نخواهد بود کسانیکه به لزوم سازماندهی تمهیدات ظهور ایمان ندارند همه اتفاقات جاری منطقه ای و جهانی را تصادفی قلمداد نموده یا در نظریات جامعه شناسان ملحد غربی بدنبال علل و عوامل آن بگردند. اینها آنقدر در قشری گرائی خویش باقی مانده اند که قلبشان مرده و چشم باطنشان کور گشته است لذا همانگونه که امرشریف ظهور را وهم آلود و خیالپردازانه می انگارند، تمهید و ممهدان را هم ندیده میگیرند در حالیکه همه اتفاقات جاری منطقه ای و جهانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر جریانهای مهدوی بوده است و بی پاسخ ماندن این سوال که رهبری انقلابهای اسلامی اخیر بر عهده کیست؟ نشانگر عدم باور به جریانهای موثر مهدوی از سوی طراحان چنین سوالاتی ست و در مقابل نیز هر سختی و بلائی که بر دوش مستضعفان و محرومان و مسلمانان مظلوم جهان تحمیل میشود بیانگر نفوذ جریانهای یهودی و اثرگذاری شیطانی آنهاست.

۴- تعصب، جمود، ترس و قعود ، محصول اخباری زدگی و دوری از تفکر است که منکر ایجاد زمینه سازی برای ظهور و بلکه از عوامل فسادآفرینی در آخرالزمان بوده و تا خروج بر ولی الله به پیش خواهد رفت پس نباید و نمیتوان ظهور عدالت و برپائی حکومت جهانی اسلام را در لابلای کتب جست و جو کرد و بجای برنامه ریزی و تمهید برای تحقق وعده الهی، تسبیح گرداند و به ذکر و توسل اکتفا نمود (۸) بلکه  جهاد در همه شؤونات فردی و جمعی از اصول متقن و لوازم یاری دین خداست که هدایت الهی را جلب مینماید و چون ولی خدا هادی امت است پس برای ظهور او باید بپاخاست و بدینوسیله انتظار و آمادگی برای نجات خواهی و ظهور شریفش را فریاد کشید .

۵- خود حق پنداری، تکروی، ولایت گریزی، از جمله صفات ویرانگر و گمراه سازیست که با توجه و ایمان پیدا کردن به جریانهای الهی ظهور و آثار مبارکشان، از اعتبار شیطانی خویش ساقط میشوند تا همه مومنان و منتظران زیر پرچم ولایت و تحت مدیریت هریک از جریانهای مهدوی ظهور، به تلاش خالصانه برای تعجیل در فرج ولی الله الاعظم اقدام نمایند که از هم گسیختگی و تفرقه بزرگترین آفت برای جامعه اسلامی خصوصاً خواص و عناصراجتماعی آن است .

۶- بی شک با ثمربخشی مجاهدتهای جریانهای مهدوی که به معنای شکست حتمی و نهائی شیطان و تجلی تام و کامل خلیفة اللهی امام مهدی علیه السلام برای آغاز “ساختن بهشت زمینی” است، آنچه دلهره آور و تامّل برانگیز خواهد بود نقش موثر و محوری و اصلی “نفس” است یعنی در وضعیت موجود پیش از ظهور و حتی پس از آن “نفس” به عنوان دشمنترین دشمنان انسان (۹) او را به ورطه تباهی و نکبت و خواری میکشاند؛ پس ولایت گریزی که به انحراف از مسیر حق و ولایت ستیزی می انجامد، ریشه در نفسانیات اهل قعود و جمود و منافقان و یهودی مسلکان امت اسلامی دارد .

۷- گم شدن در اخبار علائم الظهور به قیمت دوری از واقعیات تاجائی پیش می رود که بزرگترین و اصلی ترین نشانه های ظهور، نفی و کتمان گشته و پرچمداران قیام امام مهدی علیه اسلام رمی به دروغ و غلو و انحراف می شوند. عدالت، ظلم تلقی شده و علم اخلاق محور و تقوا بنیان، جهل و واپسگرائی قلمداد میگردد. دریوزگیهای سیاسی و منفعت طلبانه، حجاب ضخیمی بر سر راه دیدن طبقات یاوران مهدوی (۱۰) خواهد شد و در حالیکه اهل کتاب و مذاهب مختلف به جریانهای الهی ظهور اعتماد کرده و با پیروی از منویات آنها قلوب و جوامع خویش را مُهیای پذیرش ولی الله الاعظم مینمایند، گمشدگان اخباری زده بر طبل دوری ظهور کوفته و فراهم نبودن شرایط آرمانی و ماورائی بودن اتفاقات منتهی به قیام نهائی امام مهدی علیه السلام را تبلیغ و ترویج میکنند.

۸- جریانهای شیطانی عصر ظهور، نفوذ خویش را از آلوده سازی خوراک مسلمانان و همه انسانها آغاز نموده اند در گامهای بعدی ظاهر و باطن و فکر و عمل فریب خوردگان و غفلت زدگان را به سمت شیطان، خدای باطل خویش معطوف میسازند و برای واقعی جلوه دادن این تعبّد کورکورانه، مرض و درمان، زندگی و مرگ، شادی و غم، رکود و رونق و هر خیر و شر و بود و نبودی که لازمه زندگی دنیائی انسان است را شبیه سازی نموده و گسترش میدهند و در این راستا از بیشترین کمکهای شیاطین جنّی بهره می برند. از یکطرف خرافات و وهمیّات را بجای دین مبین اسلام نشانده اند و از طرف دیگر اسلام ناب و حقیقی را نماد جهل و توحّش و اصلی ترین عامل عقب افتادگی و فقر می نمایانند تا “سفیانی” منجی خودساخته خویش را در مهمترین لحظات آخرالزمان به داد خودفروختگان و شیطان زدگان برسانند. امام مهدی و جریانهای الهی ظهور را مروج خشونت و جنگ و عامل ظلم و تباهی معرفی نموده و موعود موهوم خود را مظهر صلح و صفا و علم و وراستگی بشمار آورند و این بزرگترین وظیفه دجال، رسانه کثیف و شیطانی آنهاست.

۹- با توجه نمودن به جریانهای عصر ظهور و هدفدار بودن و دقت و سرعت عمل هریک ازآنها، به یقین میتوان دریافت که پس از قیام امام خمینی (سیّد قمی) سلام الله علیه روند ظهور کبرا به سرعت درحال شکل گیری و انجام است لذا بی آنکه نیاز به توقیت و یا افتادن در دام توقیت شیطانی باشیم در انتظار رؤیت خورشید و ظهور قریب الوقوع امام مهدی خواهیم بود و در حالیکه از یکسو مقایسه های غلط و منحرف کننده بین شرایط موجود با عهد صفوی و دیگر ایامی که منتظرانی پا به رکاب داشته، رنگ میبازد از سوی دیگر اعتقاد به احتمال تاخیر در امر فرج نیز منتفی میگردد تا با تلاش و امید و توجه به منویات پرچمداران الهی ظهور، آخرین گامها تا ظهور موعود امم را با صلابت و یقین برداریم.

خداوندا آنچه می اندیشیم و به زبان و قلم می آوریم بر گرفته از قرآن کریم و کلام اولیاء توست. ما از خود هیچ نداریم و بر آچه میگویئم و انجام میدهیم جز برای تو تعصب نمی ورزیم پس تسلیم اراده تو هستیم و افکار و اعمال خویش را حتمی ندانسته و امر تو را حتمی و وعده تو را حق میدانیم و انک لا تخلف المیعاد

ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت الوهاب



سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 15:27 ::  نويسنده : مجیدحیدری
ستاره شناسان سرشناس جهان طبق معمول هر ساله، پیش از آغاز سال جدید میلادی به بیان برخی پیش بینی های خود از حوادث و رخدادهای مهم سال در یک سال آینده می پردازند.
در این خصوص شیعه انلاین نوشت : بر اساس جدید ترین پیش بینی انجام شده توسط این ستاره شناسان، «ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود» در سال 2012 میلادی از دنیا خواهد رفت و در همین سال رژیم آل سعود پایان خواهد یافت.
این ستاره شناسان در ادامه پیش بینی خود درباره حوادثی که در یک سال آینده در عربستان سعودی رخ خواهد داد، افزودند: امسال پادشاه این کشور از دنیا می رود و پس از آن اختلاف و درگیری شدیدی میان شاهزادگان مختلف خاندان آل سعود بر سر تصاحب قدرت رخ خواهد داد و در منطقه شمال این کشور جنگی رخ خواهد داد و ارتش سعودی در این جنگ درگیر خواهد شد و در پایان رژیم آل سعود فرو خواهد پاشید و پایان خواهد یافت. بیشتر این حوادث از اواسط سال 2012 به بعد رخ خواهد داد.
این ستاره شناسان سرشناس جهان همچنین پیش بینی کردند که عربستان پس از سقوط آل سعود به چند تکه تبدیل خواهد شد. «پل ملک فهد» نیز که تنها راه ارتباط زمینی میان عربستان سعودی با بحرین است، در این سال از وجود محو خواهد شد. همانطور که «معمر قذافی» دیکتاتور سابق لیبی برای مقابله با انقلابیون کشورش از دیگر کشورها کمک گرفت، حکومت سعودی نیز دست به چنین کاری خواهد زد.
منبع: شیعه نیوز


سه شنبه چهارم بهمن 1390 :: 15:22 ::  نويسنده : مجیدحیدری

احادیث شریف از وقع زلزله ای بزرگ در حجاز در ایام نزدیک به ظهور خبر می دهند ، زلزله بسیار پر قدرت که نه تنها عربستان که تمام جهان و مخصوصاً کاخهای ظلم و جور را خواهد لرزاند ، زلزله ای که قلبهای منتظران و شیفتگان حضرت را بی تاب کرده و آنها را به صحنه حضور خواهد کشاند.

زلزله ای که تنها یک کشته خواهد داشت ، زلزله ای شادی بخش که نام و یاد و بشارت آمدن یار  را ورد زبان همه خواهد کرد.

مرگ ملک عبدالله پادشاه ظالم حجاز در آستانه ظهور که قرنها پیش توسط ائمه اطهار(ع) پیش بینی شده ، یکی از مهمترین نشانه های قریب الوقوع بودن ظهور است و در واقع می توان آن را کلید آغاز شمارش معکوس وقایع ظهور در نظر گرفت تا جائی که صادق آل محمد(ص) می فرمایند :

که هرکس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند ، من ظهور را برای او تضمین می کنم!...(1)

امام صادق (ع) :

آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشينى او نسبت به هيچكس به توافق نمى رسند و اين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد. ابوبصير مى گويد: پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و اين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بين قبيله هاى حجاز مى شود. ( بحار 52 ص 210 و 240 )

و اینک منتظران مقدم مهدی فاطمه(س) بی صبرانه در انتظار شروع سلسله وار حوادث ظهور با تحقق این نشانه هستند ، علی الخصوص با فجایع صورت گرفته توسط این خاندان منحوس و کشتار مظلومانه شیعیان بی دفاع یمن و عراق  که در واقع تیشه به ریشه خود زده و آخرین میخ را بر تابوت خود کوبیده اند.

تغییرات گسترده در خاورمیانه بدنیال مرگ عبدالله

فارغ از مسئله ظهور ، تحقق این واقعه تاثیری بسیار عمیق بر معادلات سیاسی ، اجتماعی منطقه خواهد گذاشت ، سالهاست که وهابیت منحوس و رژیم آل سعود چون دملهای چرکینی پیکر امت اسلامی را آزار می دهد ، ارتباطات گسترده با دشمنان خونی جهان اسلام مانند آمریکا و اسرائیل ، خلق و پشتیبانی  گروههای تروریستی در جای جای منطقه از افغانستان و پاکستان تا ایران و عراق و فلسطین و لبنان ، از القاعده و طالبان تا نصرالاسلام و  ...  تلاش بی وقفه برای گسترش تفکر خشونت زای وهابیت  و گسیل سیل افراد فریب خورده انتحاری به نقاط مختلف جهان اسلام ،  نابودی فیزیکی و فرهنگی شیعیان با هزینه کردن میلیاردها دلار، ایجاد تفرقه و اختلاف در میان مسلمانان با تکفیر و فتواهای آنچنانی و ... همه و همه گوشه ای از جنایات این دست پرورده های استعمار است.

و اینک اوضاع سیاسی اجتماعی عربستان در حال انفجار است ، وجود 80 شاهزاده تشنه قدرت که مانند گرگهای گرسنه در انتظار فرصت برای حمله و ستیز هستند ، اوضاع بسته سیاسی عربستان که سالهاست حسرت آزادی و انتخاب و حق رای را بر دل مردم  عربستان گذاشته است، زمینه های بسیار مساعدی برای بحرانهایی عمیق است  که تنها با یک جرقه و حادثه ایجاد  خواهد شد. مرگ پاشاه هشتاد و خورده ای ساله عربستان که حتی کارشناسان عربستانی و آمریکایی مدتها پیش نابودی قریب الوقوع وی را پیش بینی کرده اند ، بمثابه خرابی ستون این بنای شیطانی خواهد بود. (لازم به ذکر است که در مدت چند سال گذشته 1 یا 2 نقشه ترور ملک عبدالله نیز فاش و خنثی شد)

احتمال وجود یک خطا

با مطالعه برخی کتب ومنابع مهدویت تا مدتها فکر می کردم که این واقعه مبارک در ماه ذی الحجه روی خواهد داد و در این ایام بی صبرانه انتظار آن را می کشیدم ولی دیروز که با استاد خادم الامام(عج) از محققین برجسته مهدویت در این زمینه صحبت می کردم ، ایشان به وجود یک اشتباه در این زمینه اشاره فرمودند و آن اینکه برخی گمان می کنند که فرد مورد اشاره در حدیث :

امام صادق(ع) :

هنگامی که مردم در عرفات وقوف کرده اند ، سواری که بر وسیله نقلیه تیزتکی سوار است ، از راه می رسد و مرگ خلیفه ای را خبر می دهد ، فرج آل محمد(ص) و فرج همه مردم در آن هنگام است.(2)

 

که در ماه ذی الحجه کشته خواهد شد ، ملک عبدلله است در حالی که ما فکر می کنیم این فرد صدام بوده است که دو سال قبل دقیقاً در همین ایام کشته شد ، ایشان می فرمود که بنده با سایت بنت جبیل که از سایتهای بسیار فعال در زمینه مصداق شناسی عصر ظهور بوده و محققین آن از رزمندگان حزب الله لبنان هستند ، همکاری دارم از اعضاء این سایت می فرمودند که رفقای ما از حزب الله لبنان در مراسم دو سال پیش حج که تشریف داشتند نقل می کنند که دقیقاً وقوع این حادثه را به چشم خود دیده اند زمانی که یکی از این وهابیون داغدار مرگ صدام سوار بر جیب آمریکایی وارد صحرای منی شده و خبر مرگ صدام را اعلام کرد و غوغایی در بین وهابیون طرفدار صدام ایجاد شد که چرا چنین فاجعه ای باید در روز عید قربان برای ما روی دهد ( عید قربان آنها مصادف با روز عرفه در ایران بوده است ).

البته این محقق عزیز می فرمود که بنده تصمیم دارم که مقاله آل سعود را که آماده است در طی هفته های آینده منتشر نمایم ، مقاله ای که دارای احادیثی عجیب و یقین آور در مورد تطبیق زمان ما با ایام نزدیک به ظهور است که بنده  با کسب اجازه از ایشان به یک موردش اشاره می کنم :

ایشان می فرمود حدیثی داریم در کتب قدیمی که کمتر مورد توجه محقیقن قرار گرفته است بدین مضمون که عربستان پادشاهی خواهد داشت که نام او نام یک حیوان است و پادشاه بعدی که برادر اوست عبدالله نام دارد و بعد از عبدالله ظهور خواهد بود ، ایشان می فرمود ما در فرهنگ لغت عرب که جستجو کردیم معنی «فهد» را یوزپلنگ ذکر کرده بودند.

 البته امیدواریم این محقق عزیز در روزهای آینده مقاله آل سعود و این حدیث عجیب را بصورت کامل همراه با سند ، منتشر فرمایند.

زلزله بزرگ عربستان در چه تاریخی ؟!

احادیث شریف برای مرگ عبدالله زمان مشخصی را ذکر نفرموده اند و ممکن است در هر روزی از ایام سال رخ دهد حتی در ذی الحجه و ایام حج ! انشاالله

البته امسال هم مانند سالهای گذشته بی صبرانه در انتظار پیام سالیانه نائب امام زمان(عج) به مراسم روحانی حج هستیم  باشد که به فضل الهی امسال نیز حضرتش مانند سالهای گذشته و انشاالله صریحتر و آشکارتر بشارت نزدیک بودن دیدار یار غائب را به عاشقان نور هدیه دهد.

 ............

(1)   – غیبت شیخ طوسی ص 271 – بحار الانوار ج 52 ص 210

(2)   – غیبت نعمانی ص142 – بحارالانوار جلد 52  ص 240 ( روزگار رهایی ص 920)

(3)  – قابل ذکر است که خاندان آل سعود ریشه ای یهودی دارد از خاندان یهودیان مردخای که کینه عمیق و دیرینه آنها را نسبت به مسلمانان و علی الخصوص شیعیان قابل درک می سازد.

(4)  – قابل ذکر است که استاد خادم الامام(عج) همان محققی است که در مطالب قبلی ذکر گردید که صدهها صفحه تحقیق در مورد اثبات مصادیق سفیانی ، شعیب بن صالح ، یمانی و سید خراسانی آماده انتشار دارند و انشاءالله مقاله آل سعود ایشان در آینده نزدیک منتشر خواهد شد. قابل ذکر است مقاله بسیار پرمحتوای فراماسونری ، دجال آخرالزمان  نیز از این محقق عزیز است.

( البته خادم الامام(عج) نام مستعار ایشان است)



شنبه یازدهم دی 1389 :: 1:12 ::  نويسنده : مجیدحیدری
 

 

 

 


 

امام صادق (علیه السلام) :

آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشينى او نسبت به هيچكس به توافق نمى رسند و اين جريان تا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد. ابوبصير مى گويد: پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.و اين درگيرى بعد از كشته شدن اين پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بين قبيله هاى حجاز مى شود. ( بحار ج 52 ص 210 و 240 )



شنبه یازدهم دی 1389 :: 1:6 ::  نويسنده : مجیدحیدری
«تسع» در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه «عشر» به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد. کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز دوم محرم به سرزمین مقدس کربلا فرود آمد و تا روز عاشورا در آن سرزمین بودند به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام نامیدند.
عصر روز تاسوعا، لشکریان عمر بن سعد با محاصره سپاه امام حسین علیه السلام قصد آغاز حمله را داشتند که بنا به درخواست امام حسین علیه السلام که توسط حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام با طرف مقابل در میان گذاشته شد، جنگ را به فردا یعنی روز عاشورا موکول نمود و علت درخواست این مهلت، شب عاشورا را برای راز و نیاز بیشتر با خدا بود.
از طرف دیگر روز عاشورا که اوج مصیبت های خاندان اهل بیت پیامبر بود و متعلق به خود امام حسین علیه السلام و روز قبل از آن به نزدیک ترین افراد آن سپاه یعنی پرچمدار رشید کربلا ابوالفضل العباس علیه السلام که مظهر غیرت و وفا و خشم علیه ظالمین است می باشد



چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 :: 17:12 ::  نويسنده : مجیدحیدری

عزاداری و انتظار

اشاره :

موضوع زيارت قبور مطهر و مقدّس معصومين(ع) توسل به آن‌ها و سوگواری در ايّام شهادت‌شان، به ويژه در مورد حضرت مقدّس سيدالشهدا(ع)، از موضوعاتی است كه در فرهنگ اسلامی، جايگاه رفيعی دارد. از ناحيه ذات اقدس الهي در احاديث قدسی و نيز از سوی چهارده معصوم(ع) سفارش زيادی به عزاداری سيدالشهدا(ع) شده است، كه اين مطلب حاكی از نقش عظيم اين امر در احيای دين و زنده نگه داشتن آن است. به عبارت ديگر می توان چنين مجالسی را از مهم‌ترين وسايل صيانت از كيان دين و جامعه اسلامی و نيز بسط روح دين و دينداری دانست. متأسفانه عزاداری‌ها با همه اهميت و جايگاه مهمی كه در فرهنگ اسلامی دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتی شده است كه نقش اين وسيله مهم را تا حدودی كم‌ رنگ كرده است.در اين مطلب، نويسنده می‌كوشد تا بعضی از شرايط ظاهری و باطنی عزاداری يك منتظر را ارائه نمايد. باشد كه مورد استفاده قرار گيرد.

وظیفه عزادار در قبال امام زمان (عج)

عزادار حقيقی به خوبی می‌داند كه سوگواری و برپايی مجالس بزرگداشت برای اهل بيت(ع) فقط قسمت كوچكی از وظايف الهی او نسبت به آنان است بلكه وظيفه بالاتر، توجه به درس‌ها و عبرت‌های عاشورا و عمل به آن‌ها است. عمل به تكاليف از جمله درس‌هايی است كه عزادار حقيقی از عاشوراييان فرا گرفته است. او خود را نسبت به امام زمانش مكلف و مسئول می‌داند. (1)

عزادار، نيك می‌داند كه بايد به تنهايی در دادگاه عدل الهی نسبت به رفتار خود با امام زمانش پاسخگو باشد لذا، برای عمل به وظيفه‌اش منتظر هيچ‌كس نمی‌ماند؛ او منتظر سازمان‌ها، نهادها و اشخاص نيست. او خودش به تنهايی براي خارج كردن امام زمان(ع) از تنهايی، غيبت، اضطرار و آوارگی تلاش می‌كند. او مانند شهدای كربلا كه هرگز به كمی نفرات شان توجه نكردند و هر يك فقط و فقط به فكر انجام وظيفه در قبال امام مظلوم و تنهاييش بود و كاری به نتيجه و تأييد ديگران نداشت، عمل می‌كند. مانند «عبدالله بن حسن(ع)» كه وقتي ديد عمويش تنها و مجروح به روی زمين افتاده است و دشمن دور او را گرفته، خود را به عمويش رساند و هنگامی كه «ابجربن كعب» (لعنة الله علیه) شمشيرش را فرود آورد كه امام را بكشد، دست خود را در مقابل شمشير او گرفت تا از امامش دفاع كند و دستش قطع شد و در آغوش عمويش حسين(ع) افتاد تا اين كه «حرمله» (لعنة الله علیه) او را با تير به شهادت رساند.(2)

2) عزادار حقيقی يا «منتظر حقيقی» در اين مرحله می‌داند كه اگر بخواهد رضايت خدا را جلب كند و به هدف خلقت و كمال نهايی و غايی وجودش نايل شود، بايد به اين «تنها موعظه» خداوند متعال در قرآن كريم عمل كند كه فرمود:

قل إنّما أعظكم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثني و فرادي.(3)
ای رسول ما،‌ به امت بگو كه من به يك سخن شما را موعظه می‌كنم و آن سخن اين است كه شما، خالص دو نفری، و يا به تنهايی برای خدا قيام كنيد.

امام خمينی(ره) دربارهء ‌اين موعظه خداوند چنين می ‌فرمايند:
خدای تعالی در اين كلام شريف، از سر منزل تاريك طبيعت تا منتهای سير انسانيت را بيان كرده و بهترين موعظه‌هايی است كه خدای عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده، اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام برای خدا است كه ابراهيم خليل الرحمن را به منزل خُلّت رساند و از جلوه‌های گوناگون عالم طبيعت رهاند.

خليل آسا در علم اليقين زن

نداي لا اُحبّ الآفلين زن

قيام الله است كه موسای كليم را با يك عصا بر فرعونيان چيره كرد و تمام تخت و تاج آن‌ها را به باد فنا داد. و نيز او را به ميقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحرا كشاند. قيام برای خدا است كه خاتم‌النبيّين(ص) را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بت‌ها را از خانة خدا بر انداخت و به جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام «قاب قوسين او أدني» رساند. خودخواهی و ترك قيام برای خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده، همه جهانيان را بر ما چيره كرده، و كشورهای اسلامی را زير نفوذ ديگران در آورده... موعظت خدای جهان را بخوانيد و يگانه راه اصلاحی را كه پيشنهاد فرموده بپذيريد و ترك نفع شخصی كرده، تا به همه سعادت‌های دو جهان نائل شويد و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شويد.»(4)
آری، خودخواهی ما و ترك قيام برای خدا است كه ما را به روز سياه غيبت امام زمان(ع) و تنهايی و غربت حضرت كشانده و مستكبران را بر كشوهای اسلامی حاكم كرده است. همان‌طور كه خود آن حضرت فرمود:
اگر شيعيان نسبت به ما وفادار و هم‌دل بودند، ظهور ما به تأخير نمی‌افتاد(5).
راه چاره همان است كه امام خمينی(ره) فرمود، يعنی موعظه خدای جهان را بخوانيم و يگانه راه اصلاحی را كه پيشنهاد فرموده، بپذيريم و ترك نفع‌های شخصی كنيم و با منتقم اصلی حسين(ع) آشتی كنيم، و با وفاداری نسبت به او، برای رفع موانع ظهورش و نبرد با دشمنانش قيام لله كنيم و از اين حالت دنيازدگی و انفعال خارج شويم و با كنار گذاشتن نفع‌های شخصی و جيفه گنديده دنيا، برای ظهورش عملياتی شويم.(6) امام خمينی(ره) در جای ديگر می ‌فرمايند: نگوييد تنها هستيم،‌  تنهايی هم بايد قيام بكنيم، اجتماعی هم بايد قيام كنيم، بايد قيام كنيم، با هم بايد قيام كنيم، همه موظفيم به اينكه برای خدا قيام كنيم.(7)
برای خدا قيام كنيد و از تنهايی و غربت نهراسيد.(8)
در زيارت عاشورا پس از اعلام برائت از بنيان‌گذاران ظلم به اهل بيت(ع) و نيز كسانی كه آن‌ها را از مقامشان كنار زدند و همچنين كسانی كه مقدمات جنايات ظالمان را فراهم كردند. نسبت به پيروان و تابعين و دوستان آن‌ها نيز اعلام برائت می‌شود، يعنی از همه كسانی كه در طول تاريخ در مصيبت اعظم، به خصوص در غيبت امام زمان(ع) نقش داشته و كار آن‌ها به نحوی مانعی بر سر راه ظهور منجی بشريت بوده است. برای همين است كه بلافاصله خطاب به سيدالشهدا(ع) چنين عرض می‌كنيم:
ای اباعبدالله، من تا قيامت با كسانی كه با شما در سلم و صلح هستند در صلحم و با كسانی كه با شما در جنگ هستند، در جنگم.(9)
به اين ترتيب نظام دوستی و دشمنی عزادار حقيقی به طور كامل روشن و مشخص است. او با همه كسانی كه شيعه و محبّ اهل بيت(ع) هستند و با آن‌ها دشمنی ندارند، در صلح و دوستی است و با همه كسانی كه دشمن اهل بيت(ع) و به خصوص امام زمان(ع) هستند، در جنگ است. و اين دوستی و دشمنی تا قيامت ادامه دارد. اگر دشمنان امام زمان تا قيامت هم حضرت مخالفت و دشمنی داشته باشند، عزادار حقيقی هرگز از مبارزه و جهاد عليه آن‌ها خسته و ناتوان نميیشود. لذا پس از اعلام جنگ با دشمنان آن‌ها، ابتدا بنيان‌گذاران ظلم بر آن‌ها را مورد لعن قرار می‌دهيم و پس از اين كار انتقام حسين(ع) را به همراه امام زمان(ع) آرزو می‌كنيم. چرا كه مبارزه با دشمنان اهل بيت بدون همراهی با امام زمان(ع) فايده ندارد و انتقام از آنان بدون آن حضرت ممكن نيست. بنابراين عنصر جهاد و مبارزه هرگز از زندگی عزادار حقيقی حذف نمی‌شود. او تا وقتی كه با مصيبت اعظم غيبت امام زمان(ع) آن هم در اوج غربت و مظلوميت و تنهايی رو به روست، هرگز آرام و قرار ندارد. او تا لحظه‌ با شكوه ظهور و از بين رفتن اين مصيبت اعظم به مبارزه با دجّال و موانع ظهور ادامه ميیدهد. و پس از ظهور نيز به جهاد در راه امامش برای انتقام امام حسين(ع) و ساير اهل بيت(ع) ادامه می‌دهد و رمز اين كه اين مبارزه و جهاد هميشگی و طولانی است،‌ اين است كه قرآن كريم به همه مسلمين دستور داده است كه تا رفع فتنه و حاكميت دين خدا در سراسر جهان به جهاد مقدس خود ادامه دهند:
و قاتلوهم حتّي لا تكون فتنةٌ و يكون الدّين كلّه لله.(10)
با كافران جهاد كنيد كه ديگر فتنه‌ای باقی نماند و آيين همه ما در دين خدا باشد.كدام فتنه و مصيبت برای جامعه انسانی بالاتر از غيبت امام زمان(ع) و محروميت جامعه جهانی از رهبر معصوم و متخصص الهی و مظهر خدا است. عزادار حقيقی در اين مقطع حساس و سرنوشت‌ساز با تشخيص وظيفه الهی جهاد، بدون فوت وقت تا رفع اين بزرگ‌ترين فتنه، و تا رسيدن به امام خود و جهاد در ركاب او، به مبارزه می‌پردازد. او نيك می‌داند بهترين زمان برای سربازی و خدمت و تقرّب نسبت به امام زمان(ع) زمانی كنونی است. نه زمان ظهور كه زمان پيروزی است. چنان كه قرآن كريم می‌فرمايد:
لا يستوي منكم من أنفق من قبل الفتح و قاتل أولئك أعظم درجةً من الذّين أنفقوا من بعد و قاتلو و كلاً وعدالله الحسني و الله بما تعملون خبيرٌ.(11)
آن مسلمانانی كه پيش از فتح مكه در راه دين انفاق و جهاد كردند با ديگران برابر نيستند آنان درجه‌ای عظيم‌تر دارند، تا كسانی كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند. البته خدا به هر دو طايفه وعده احسان داد. و خدا به آنچه می‌كنيد آگاه است.
قيام و جهاد برای برطرف كردن موانع ظهور ارزش و اهميت بيشتري نسبت به سربازی و جهاد در ركاب آن حضرت را دارد، زيرا قرآن كريم همراهي با امام را قبل از پيروزی با ارزش‌تر و مهم‌تر می‌داند. بزرگ‌ترين گناه برای عزدار در مرتبه پنجم، تنها گذاشتن امام زمان(ع) است. عزادار كه در اين مرتبه آگاهی زيادی نسبت به درس‌ها و پيام‌های عاشورا دارد، به وفاداری و هم‌دلی نسبت به امام زمانش بيشترين توجه و اهتمام را دارد. او از اصحاب عاشورا درس بزرگ وفاداری نسبت به امام زمان خويش را به خوبی آموخته است. وفاداری يعنی پای‌بند بودن به عهد و پيمانی كه بسته‌ايم. وفای به عهد، به خصوص نسبت به امام و رهبر معصوم از بزرگ‌ترين واجبات است و پيمان شكنی و بی‌وفايی از بزرگ‌ترين محرمات می‌باشد. قرآن كريم و روايات معتبر اسلامي مملوّ از توصيه اكيد به رعايت عهد و وفاداری و پرهيز از عهد شكنی و بی وفايی است. سيدالشهدا(ع) در روز عاشورا درباره دو گروه دوستان و دشمنان سخن گفت. دوستان خويش را به وفاداری ستود و دشمنانش را به خاطر بی‌وفايی‌شان مورد نكوهش و سرزنش قرار داد. آن حضرت(ع) در مورد دوستان خود فرمودند:
من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحابم نمی‌شناسم. (12)
در روز عاشورا وقتی بر بالين «مسلم بن عوسجه» آمد، اين آيه شريفه را خواند:
فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلاً.(13)
از مؤمنين مردانی هستند كه با عهد خويش با خدا صادق بودند، برخيیشان به عهد خود وفا كرده و جان باختند، برخی هم منتظرند و عهد و پيمان را هيچ دگرگون نساختند.
امام(ع) درباره دشمنان خود نيز چنين فرمودند: «اهل وفا به پيمان نيستند، عهد خويش را شكسته و بيعت مرا از گردن خود كنار نهاده‌ايد. به جانم سوگند، با پدرم، با برادرم و با پسر عمويم مسلم بن عقيل نيز همين كار را كرديد».(14)
در «زيارت اربعين» خطاب به خود آن حضرت چنين عرض می‌كنيم:
شهادت می‌دهم كه تو به عهد خود وفا كردی و تا رسيدن به يقين (شهادت) در راه او جهاد كردي.(15)

 


پی نوشت ها:
٭ برگرفته از: كتاب عزادار حقيقی، نوشته محمد شجاعی.
1. يوم ندعوا كلّ اناسٍ بامامهم؛ روزی كه ما هر گروهی از مردم را با پيشوايشان دعوت می‌كنيم. (سوره اسراء (17)، آيه 71)
2. مجلسی، بحارالأنوار، ج 45، ص 53.
3. امام خمينی(ره)، صحيفه نور، ج 1، ص 3.
4. سوره سبأ (34)، آيه 46.
5. مجلسی، همان، ج 53، ص 177.
6. برای آشنايی بيشتر با كيفيت عملياتی شدن به بخش چهارم كتاب آشتی با امام زمان(ع) مراجعه شود.
7. امام خمينی(ره)، همان، ج 16، ص 201.
8. همان، ج 20، ص 127.
9. زيارت عاشورا؛ يا اباعبدالله سلمّ لمن سالمكم و حربٌ لمن حاربكم الي يوم القيامة
10. سوره انفال (8)، آية 39.
11.  سوره حديد (57)، آية 10.
12. موسوعه كلمات الامام الحسين، ص 395؛ فإنّي لا اعلم اصحاباً أوفي و لا خيراً من اصحابي
13. سوره احزاب (33)، آيه 23.
14.  موسوعه كلمات الامام الحسين، ص 363.
15. محدث قمی، مفاتيح الجنان، زيارت اربعين. أشهد أنّك وفيت بعهدالله و جاهدت في سبيله حتّي أتيـٰك اليقين.

احمد شجاعی

و برگرفته از ماهنامه موعود ، شماره 72



چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389 :: 16:51 ::  نويسنده : مجیدحیدری

دعا براى تعجيل فرج

دعا براى تعجيل فرج، از چنان اهميتى برخوردار است كه امام صادق(عليه السلام) مى‏فرمايند: هر كس، بعد از نماز صبح و نماز ظهر، بگويد: «خداوندا! بر محمد (صلى الله عليه و آله وسلم) و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل كن!»، نميرد تا قائم را دريابد. دعا براى تعجيل فرج، دعاى هميشگى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله وسلم) و ائمه ي اطهار( عليهم السلام) و ملائكه‏ى آسمان‏ها بوده و هست. به هر تقدير، كسانى كه خواستار ديدن عصاره‏ى خلقت‏اند، بهترين آفريده‏ى خدا را طالب حضورند، به دعا براى تعجيل فرج اش روى مى‏آورند؛چون، تأثير دعا در نزديك شدن فرج را باور كرده‏اند. در امت‏بنى اسراييل، دعا، سبب شد تا موسى (عليه السلام) صد و هفتاد سال زودتر از وقت تعيين شده، براى نجات بنى اسراييل مبعوث گردد. در حالى كه در اين امت، خود امام موعود (عليه السلام) هم اصرار بر ظهور دارند و در چيدن پايه‏هاى آن، مخفيانه، كوشا هستند



جمعه پنجم آذر 1389 :: 12:21 ::  نويسنده : مجیدحیدری